برای بعضی کارها هیچ وقت زمان نداریم

این یک و نیم ماهی که نبودم مشغول سرو سامان دادم به کاراهای عقب افتاده ام بودم که از زمان شروعش یک سال گذشته بود ولی هنوز ناتمام بود از جمله دو تا عمل جراحی و چند تا کار دیگر .


در مورد همین کارهای عقب افتاده نشسته بودم و فکر میکردم که متوجه مساله غریبی شدم ! اینکه اصلا برای بعضی کارها جایی در برنامه مان نیست حتی وقتی هم برای آنها در نظر نگرفته ایم هر چقدر هم که ساده و پیش پا افتاده باشند

 

چرا جای دور برویم ، از همین اتاقم بگویم که ملموس ترهم هست . روزی که به خانه  جدید اسباب کشی کردیم چون این کار عجله ای انجام شد وسایل بزرگ تر ( میز مطالعه ، کاناپه ، میز کامپیوتر ، کمد ) را  همینطوری داخل اتاق چیدم تا سر فرصت یک شکل و مدلی بدم بهشان .

اما این تغییر دکوراسیون که قاعدتا باید همان هفته  اول انجام می شد حدود یک سال بعد اتفاق افتاد !!!

 

سه سال پیش دندان هایم هم مشکل جدی داشتند و بصورت خیلی فشرده و تقریبا هر روز مطب دندانپزشک بودم  . فوت یکی از آشناهای نزدیک باعث شد وقفه ای این وسط پیش بیاید ، وقفه که چه عرض کنم بعد سه سال تازه ادامه ی آن پروسه دارد اتفاق میفتد .

 

خنده دار ترش اینکه عید یک تقویم دیواری خوشگل هدیه گرفتم ( از همین تقویم های بزرگی که هر صفحش یک ماه را نشان میدهد ) که مثلا ! بزنم به اتاقم ، ولی تا الان که چهار ماه از عید گذشته روی میز ولو شده و صفحه اولش فروردین را نشان میدهد .

 

همین گوشی  موبایلی که دم دستم هست و هر روز خدا باهاش زنگ میزنم زمستان برایش یک تم زمستانی گذاشتم ، حالا زمستان که جای خود دارد بهار هم تمام شده و تابستون هم شروع و تازه یادم آمده که این تم می توانست دو بار عوض بشود !

 

جالب اینجاست که این ها مسائل دور افتاده ای نیستند که فراموش بشوند یا بهانه ای برای انجام ندادنشان داشته باشم چون هر روز با آن ها سروکار دارم . دکور اتاقی که بیشتر وقتم رو آنجا هستم یا موبایلی که همیشه دم دستم هست تقویمی که روزانه نگاهش میکنم و حتی دندان بیچاره ای که حداقل زمان مسواک زدن برایم لبخند میزند

 

همه این ها بهانه ای بود تا بگویم  دیر پست گذاشتن این چند وقته هم جزو همان بالایی ها شده بود

  
نویسنده : شیرفروش محله ; ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٩
تگ ها :