بیزینس من - نیروی متخصص

شدیدا اعتقاد دارم که هر کسی باید در حوزه تخصصی اش اسب سخن براند و بس،  لزومی ندارد بقال محل (برای مثال) که حتی گواهینامه ندارد چه برسد به ماشین در مورد  کیفیت بنزین داخلی برود سر منبر. سر همین مساله هست که در مورد چنین پست هایی محتاط هستم باوجوداینکه قولش را برای بعد عید داده بودم حالا می نویسم ولی این را مطمئن باشید در مورد هر مساله اقتصادی یا کاری که می نویسم دغدغه خودم هم هست و از سر بی خوابی نیست! این پست هم شروعی باشد برای سری پست های بیزینس من 

همانطور که از پست قبل معلوم هست آگهی استخدام داده ایم و چند نفری آمده اند و مصاحبه کرده ایم زیاد به حاشیه هایش کار ندارم ولی مهمترین مساله ای که چند سال است با گوشت و پوست و استخوانم لمسش می کنم ادعاهای بیجای نیروی کار است، نیروی کار بی سابقه و آماتور

 

ادعای بیجا مانع کسب است :  قبل تر ها رسم بر این بوده که هر کسی با شاگردی نزد یک اوستا بعداز چندین سال آماده راه اندازی کسب و کار خودش می شد ولی معضلی که امروز هست دانشگاه هست آنهم به دو صورت: وقفه ای که ایجاد میکند برای یادگیری مهارت و هندوانه ای که زیر بغل دانشجویش می گذارد! بیاید روراست باشیم شمای نوعی قرار است بروید دانشگاه مهارت یاد بگیرید اگر یاد نمیگیرید کارفرما چرا باید تاوان چهار سال خوشگذرانی شما را بدهد؟ آنهم با عناوین عجیب و غریبی مثل پایه حقوق لیسانس یا موارد مشابه. ثانیا فارغ التحصیل عزیز آنچنان با ادعا در مورد لیسانس فلانش حرف میزند که گوش شیطان کر میشود ولی از مهارتش که بخواهی رنگ صورتش عوض می شود! شاید بگویید بالاخره باید از جایی شروع کند دیگر درست هست حق با شما ولی در این مورد کسی که باید کوتاه بیاید برادر تازه کار فارغ التحصیل هست نه کارفرما. شاید قانونی باشد برای حمایت از نیروی کار ولی جوابگو نیست در قانونش نوشته حقوق کارگر ساده فلان است و حقوق لیسانس فلان ولی کدام لیسانس ؟ لیسانس کار بلد یا ناکارآمد یا حتی کارآموز ؟

حقوق خوب برای کارمند خوب: به نظرم همانطور که ادعا داریم قیمت هایمان باید آزاد باشد حقوقهایمان هم باید آزاد باشد و دولت دخالتی در این مورد نداشته باشد .من کارفرما به نیروی متخصص احتیاج دارم اگر چنین نیرویی باشد حاظرم چندبرابر حقوقش را بدهم و برایم مدرک تحصیلیش مهم نیست پس هرکسی که واقعا متخصص هست و لیاقتش را دارد به حق خود و حتی بیشتر خواهد رسید و لزومی ندارد ارگانی کاسه داغ تر از آش بشود.

 

حذف کسب و کارهای کوچک به ازای توسعه بیزینس های بزرگتر : همانطور که بالاتر اشاره کردم نیروی متخصص کم هست و در خوشبینانه ترین حالت روند افزایشش با روند صنایع ما همخوانی ندارد . همین نیروی متخصص در دو حالت می تواند شاغل باشد: یا با سرمایه اندک کسب و کار کوچکی را آغاز کند و یا بدون سرمایه برای کسب و کار بزرگتری کار کند و موتور محرک آن باشد در این حالت می تواند بدون داشتن دغدغه تنها به بازده کسب و کاری که شاغل آن است (و نه صاحب آن) فکر کند و چون نیروی متخصص است مشکل مالی ندارد و از طرف صاحب کسب و کار تامین مالی می شود در این صورت است که کیفیت جایگزین کمیت می شود.

اما اگر فرض را بر  شعار کذایی حمایت از کسب و کارهای کوچک بگذارین این نیروی متخصص خود صاحب کسب و کار می شود و کسب و کار بزرگتر و سودده تری که در آن شاغل بوده بدلیل از دست دادن نیروی متخصصش بازده کمتری خواهد داشت و کسی که جای نیروی متخصص را خواهد گرفت در کوتاه مدت نیروی غیر متخصص و خوشبینانه ترین حالت نیروی تازه کار و نهایتا در دراز مدت نیروی متخصص خواهد بود.

مثال : وبلاگ شیرفروش محل را می خوانید بیایید مثال مرتبطی بزنم در رابطه با شیر!

قبل تر ها شاید در کل ایران تعداد کارخانه های تولید شیر (تحت برند واحد) از شمار انگشتان دست تجاوز نمی کرد و نهایتا بعدها با گسترش کارشان در شهر های بزرگ کارخانه ای به نمایندگی از شعبه اصلی زده باشند اما الان، در هر شهر کوچک و بزرگی می توانید کارخانه تولید شیر  پیدا کنید با اسامی نامانوس و محصولات بی کیفیت گواهش هم آدرس کارخانه که در خارج همان شهر است باشد، همین مساله را می توان به کارخانجات ( کارگاه بگوییم بهتر است ) تولید محصولات غذایی اعم از بیسکوییت و کلوچه و کیکی و . . ..  تعمیم داد.

ناگفته پیداست که بیزینس بزرگتر گردش مالی بالاتر و توان سرمایه گذاری بیشتری دارد و همین موضوع دلیل دیگری برای افزایش چرخه راندمان و کیفیت محصول نهایی خواهد بود. 

 

  
نویسنده : شیرفروش محله ; ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ امرداد ۱۳٩٠

کارگر ماهر نیازمندیم

 

برای کارگر ساده آگهی داده ایم ، این را جوانکی که روبرویم ایستاده می گوید می گویم همینطور است ولی در دلم لعنت می فرستم به کسی که سابقه کار را ندیده ولی حقوق چند برابر کارگر ساده را دیده!

نفر بعدی می آید البته با پژو ، دو دستش را روی کمرش گذاشته و گستاخانه می خندد  چنان ژستی گرفته که کسی نداند فکر میکند از پشت به پژوی کذایی اش زده ام و می خواهد به باد کتکم گیرد!

الو بفرمرمایید اینبار صدای مردیست که لنگ ظهر از خواب بیدار شده  عصبانی می شوم و شرایط کار را ده برابر سخت تر تحویلش می دهم تا شرش کم شود صدایی می شنوم  مثل اینکه می خواهد کلک بزند و جای دو نفر حرف بزند ای نامرد! نه صدای همسر/مادر اش هست که در گوشش می گوید قبول کن با بی حالی اصرار می کند که کاربلد است و می تواند راضی ام کند راضی/خر!  می شوم بیاید از نزدیک صحبت کنیم ولی نه برای خودش به خاطر همسر/مادر نگرانش که مساله را تعقیب می کند

این یکی با هشتاد تا سرعت می پیچد داخل محوطه لابد می خواهد با شوماخر کل بیندازد شاید هم  بخاطر دختر خانومی است که بغلش نشسته ! عین بچه کوچولوها عقب می ایستد خانم همراهش می آید و صحبت می کند معلوم می شود خواهرش! هست  

اینها دو نفری آمده آمده اند وقتی از سابقه کارشان می پرسم می فرمایند که هیچ کدامشان سابقه کاری ندارند ولی اگر به آنها حقوق خوب بدهم نفر سومی را می آورندکه سابقه کاری خوبی دارد جلل خالق  o-:

این زوج هم دو نفری آمده اند یکیشان زبانش عین فرفره می چرخد و واسطه گری بغل دستی اش را می کند لابد بغل دستی اش زبان ندارد بعد از کلی حرف تهدیدم می کند که اگر فلان قدر حقوق بهش ندهم دیگر نمی آید سر کار  دکش می کنم و فکرم مشغول است که این که اینجا کار نکرده و تازه برای استخدام آمده این همه ادعا دارد می ترسم اگر کاری بهش بدهم خودم را هم بیکار کند 

 این یکی اما کارش درست است کارایی اش اندازه سه نفر آدم کاربلد است فقط یک ایراد دارد معتاد است خوشبختانه اعتیادش لطمه ای به کارش نمیزند و کسی هم ازش خبر ندارد جز خودم این را هم دفعه قبلی که کار می کرد فهمیدم ولی هر چند وقت یکبار پلیس دستگیرش می کند و فردا آزادش!

 

 

** علی الحساب این ها را مطالعه کنید پست بعدی  شفاف سازی می کنم  **

  
نویسنده : شیرفروش محله ; ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٠