شاید این جمعه بشوید شاید !

+ سلام آقا پسر عینک

- سلام

+ چطوری خوبی ؟

- ممنون  مرسی سوال

+ بابات چطوره ، نیستش ؟

- بابام ؟ تعجب . . . . خوبه

+ سلام برسون بهش

- چشم ، بگم کی سلام رسوند ؟

+ بگو منوچهر  چشمک

 وقتایی که کِیفت زیادی کوک باشه دلت میخواد یکی رو بزاری سرکار ! از خود راضی

پ.ن : عنوان پست رو پشت یه مینی بوس دیدم قهقهه از خنده ریخته بودم وسط خیابون عین گونی برنج ! با قاشق جمم کردن  نیشخند

پ.ن 2 :  پست بدون عنوان زیاد دیده بودم ولی چون پست بدون متن ندیده بودم ، این جریان سرکار گذاشتن ( پست بعدی ) رو آوردم اینجا

پ.ن 3 : خدایا کیف هیچ بنده خدایی رو بیش از حد کوک نکن بغل

  
نویسنده : شیرفروش محله ; ساعت ۳:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸