چرا شیرفروش ؟

 

وقتی روز اولی که وبلاگ رو باز کردی میبینی 3 تا کامنت داری اینجوری از خود راضی میشی

و یکمی که جلو میری میبینی دو سوم نظرات !!! براشون اسم وبلاگ  علامت سوال شده سوال

هر چقدر هم  ادم بی معرفت و قدر نشناسی باشی ناچارا باید به این سوال پاسخ بدی !!! 

 

مطمئنا شما که قصد نداری همین اول کاری پتمه بریزم رو آب ؟ هان ؟ متفکر

اره با خودتم اونورو نگاه نکن ! 

شما رو نمیدونم ، ولی وقتی کلمه ی معظم " شیرفروش " رو می شنوم غیر از نوستالژی که برام داره و بقیه ی جوانبش یاد یه مرد ! ( قابل توجه سارا خانوم ) سفید پوش میفتم که صبح به صبح میآد دم خونه مردم و از پشت ون سفیدش جعبه ی شیرهای شیشه ای ( نه پاکتی زبان ) رو میزاره دم در خونه

در حالت پیشرفته ترش میتونه علاوه بر شیر روزنامه ای رو هم همونجا بزاره یا جعبه شیر خالی رو برداره یا حتی یه یادداشت از خانوم صاحبخونه اونجا ببینه !!!

خوشبختانه وقتی این اسم رو دادم خدمت گوگل خیلی کمکم کرد ( کاش برای مراسم خواستگاریم هم همینکارو بکنه گریه ) 

بقیه ش رو گذاشتم ادامه ی مطلب ، تشریفتون رو ببرید اونجاچشمک 


ایشون همون مرد مورد نظر می باشد 

( لطفا با اعلامیه های wanted اشتباهش نگیرید )

همونیه که ذکر خیرش رو بالا کردم

 

درحال حمل شیر کم چرب 2% 

اینم کارتونیش به همراه شیر کم چرب 2%

یعنی نمیدونی این چیه ؟ همه چی رو باید من بگم ؟ 

شیر مورد نظر !

 

گل پسر !

 

همون کاری رو که گفتم میکنه 

همون کاری رو که گفتم داره میکنه

بی ربط 

بی ربط

این خاله خان باجی از کجا پیداش شد ؟

نمیدونم این از کجا پیداش شد

 

 

  
نویسنده : شیرفروش محله ; ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها : چرا ، شیرفروش