چهارشنبه ی صوری یا چهارشنبه سوری

(x) علاقه ی شدید من به گذشته و زمان قدیم همیشه باعث شده پای صحبت پا به سن گذشته ها بشینم دلیل این علاقه هم فقط یک چیزه ، سادگی

اون سادگی و بی ریایی و بی آلایشی آدما که فقط تو گذشته ها پیدا میشه

همون دوست داشتن هایی که پشتش هیچ ملاحظه ای نیست !

 

(x) همیشه از رسم هایی شنیدم که چندین دهه قبل اتفاق میفتاده . زمان هایی که هنوز بخاری و شومینه نبود و ملت زیر لحاف کرسی خودشونو گرم میکردن

از کلید انداختن شب چهارشنبه و خوردن سیب زمینی تا پریدن از آتیش و . . .

 هنوز دلیلش رو پیدا نکردم که چرا رسم هایی به این قشنگی تو چند سال اخیر فقط به ترقه خلاصه شده ( اگر شما اطلاع دارید من رو هم در جریان بگذارید )

برای همین به خودم حق انتخاب میدم که بین شرکت در این ترقه بازی ها و نکردنش انتخاب کنم

از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون که حتی  دو سال پیش خودم رو زدم به کوچه ی علی چپ که باباجان این همه مردم میرن بیرون و پی خوشی هستن مشکل از توئه نه اونا

ولی مثل اینکه دیگه زورم نمیرسه خودمو گول بزنم !

 

(x) برا همین چهارشنبه ی آخر این سال عین بچه ی آدم نشستم خونه

بجای اینکه خودم رو با چهارشنبه ی صوری گول بزنم ، چهارشنبه سوری اصغر فرهادی رو نگاه کردم !

یعنی مدتی بود که دلم هوای فیلم های چندسال پیش رو کرده بود

همونایی که هدیه تهرانی و نیکی کریمی نماد نسل جدید شدن و می خوان کلیشه های نسل قدیم رو بکوبند

از دختر تهرونی و کاغذ بی خط هدیه تهرانی بگیر تا  نیمه ی پنهان و دختران انتظار نیکی کریمی

  
نویسنده : شیرفروش محله ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ اسفند ۱۳۸۸