کسی از جنس خودم

نمیدونی چه حسی داره ظهر تا شب یک پنج شنبه رو با کسی که دوسش داری بگردی

همون کسی که میفهمدت و می فهمیش ، جنس حرفاتون یکی باشه

هی راه بری و حرف بزنی ، راه بری و گوش کنی

آخر سر ببینی کل خیابونا رو متر  کردی و خبر نداشتی

حتی اون همه کاری که برنامش رو برای اون عصر ریخته بودی رو هم کنسل کرده باشی بازم ناراحت نیستی

 

< این پست مربوط به پنج شنبه هست >

 

  
نویسنده : شیرفروش محله ; ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩