چرک کف دست

" سلام ، من کلی جکسون هستم از شبکه ی cbs ما الان بالای خیابان شصت و هفتم هستیم ترافیک نیمه سنگینی داریم . . . . .  برمیگردیم پیش جورج در استودیو "

این برنامه های صبحگاهی آمریکایی رو دیدید ؟ از وضعیت هوا میگن و ترافیک و نهایتا یه چند تا جمله ی انرژی بخش و آرزوی روز خوش برای همه !!!

 فکر نکنین بعد این می خواهیم بریم به یه کازینو تو لاس وگاس نخیر همچین خبری نیست برمیگردیم  ایران خودمون و اتوبوسی که مدتی پیش اول صبح مسافرش بودم در وضعیت آویزان از میله ها و در حال بدنسوزی ! مجازی گوینده ی رادیوی وطنی وسط برنامه ای با سبک فوق این جمله رو میپرونه : " کسایی که فکر میکنند با پول میشه همه کار کرد ، برای پول همه کار میکنند  "

 همیشه برام سوال بوده که چه اصراری هست این پول صاب مرده رو اینقدر بکوبیم و بدش کنیم ؟ اصلا چه دلیلی داره تو مدینه ی فاضله مون پول نباشه ؟ جون داداش این پول چیش بده آخه ؟ بی تعارف بگین

میگه چرک کف دسته

میگه چشم تنگ دنیادوست را یا قناعت پر کند یا خاک گور

میگه من برای پول ارزشی قائل نیستم

آخه تویی که میگی چرک کف دسته بیجا میکنی از صبح تا شب براش سگدو میزنی آی آدم با شخصیتی که وقتی دوتمنیت جلو آشناهات میفته تو جوب ور نمیداریش ، چرا تو کوچه ی خلوت به اون هزاری رو زمین رحم نمیکنی ؟

 همین دین خودمون میگه زکات بده خمس بده تا فقیری نمونه آخه من چطور میتونم خمس و زکات پول نداشتم رو بدم ؟ هان ؟

اصلا کجای قرآن نوشته که پول بده (به فتح ب) ؟

حالا جواب اونی که اینا رو بهش میگی 100% چیزی شبیه این جمله هست :

 "چقدر دنیا رو سفت چسبیدی ، ولش نکنی یه وقت  "

یا تیکه های مشابه که همه در جریانش هستیم

پ.ن : منی که عادت کردم روز تعطیلی هم استرس و خستگی کار رو داشته باشم  وقتی می دونم امروز قراره خونه بمونم از روزم لذت می برم حتی اگه کار خاصی انجام نداده باشم 

  
نویسنده : شیرفروش محله ; ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٩