فکر نان کن که خربزه آب است

اگر درست یادم باشد در یکی از برنامه های شیشه ای رشیدپور بود که صحبت سر معاش هنرمندان شد. رشیدپور پرسید که این همه پولی که یه بازیگر می گیرد درست است یا نه رادان هم ماستمالی نکرد هیچ ، از جلو برآمدگی ! هم کرد که فوتبالیست فلان مملکت برای سالگرد ازدواجشان به زنش جزیره ! کادو می دهد.

زحمت تماشای آن گفتگو را من کشیدم و ماحصل آن قسمت از حرف های رادان این بود که هنرمند باید دغدغه مالی نداشته باشد تا به هنر اهمیت دهد .مثالش اینکه اگر ته جیب پرستویی چیزی نباشد مجبور می شود در خوش نشین ها! بازی کند یا اگر توی پارک کسی از شما و نامزدتان ( دوست دختر! ) عکس گرفت و بعدا متوجه شدید که عکاستان رضا کیانیان بوده با چهره مُبدل ، زیاد شگفت زده نشوید چون حتما کفگیر آن بیچاره هم به ته دیگ خورده !!!

اگر حقیر را به عنوان یک هنرمند وبلاگ نویس قابل بدانید دلیل غیبت این چند روزه ام رفتن پی معاش بوده است و لاغیر . یعنی به عینه منظور  رادان را درک کردم در حد خدا . یعنی وقتی اعصابت از جای دیگری خورد است و ته جیبت قِرانی نداری ( دلار و ریال پیشکش ) دیگر حال و حوصله ای برای نوشتن پست جدید نیست .  اصلا حالش هم باشد نمی توانی تمرکز کنی و گردش یک مگس در حیاط خانه را به سان یک هلیکوپتر کبری می پنداری که هر آن می خواهد روی کیبوردت فرود بیاید !

  
نویسنده : شیرفروش محله ; ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ آذر ۱۳۸٩