کارگر ماهر نیازمندیم

 

برای کارگر ساده آگهی داده ایم ، این را جوانکی که روبرویم ایستاده می گوید می گویم همینطور است ولی در دلم لعنت می فرستم به کسی که سابقه کار را ندیده ولی حقوق چند برابر کارگر ساده را دیده!

نفر بعدی می آید البته با پژو ، دو دستش را روی کمرش گذاشته و گستاخانه می خندد  چنان ژستی گرفته که کسی نداند فکر میکند از پشت به پژوی کذایی اش زده ام و می خواهد به باد کتکم گیرد!

الو بفرمرمایید اینبار صدای مردیست که لنگ ظهر از خواب بیدار شده  عصبانی می شوم و شرایط کار را ده برابر سخت تر تحویلش می دهم تا شرش کم شود صدایی می شنوم  مثل اینکه می خواهد کلک بزند و جای دو نفر حرف بزند ای نامرد! نه صدای همسر/مادر اش هست که در گوشش می گوید قبول کن با بی حالی اصرار می کند که کاربلد است و می تواند راضی ام کند راضی/خر!  می شوم بیاید از نزدیک صحبت کنیم ولی نه برای خودش به خاطر همسر/مادر نگرانش که مساله را تعقیب می کند

این یکی با هشتاد تا سرعت می پیچد داخل محوطه لابد می خواهد با شوماخر کل بیندازد شاید هم  بخاطر دختر خانومی است که بغلش نشسته ! عین بچه کوچولوها عقب می ایستد خانم همراهش می آید و صحبت می کند معلوم می شود خواهرش! هست  

اینها دو نفری آمده آمده اند وقتی از سابقه کارشان می پرسم می فرمایند که هیچ کدامشان سابقه کاری ندارند ولی اگر به آنها حقوق خوب بدهم نفر سومی را می آورندکه سابقه کاری خوبی دارد جلل خالق  o-:

این زوج هم دو نفری آمده اند یکیشان زبانش عین فرفره می چرخد و واسطه گری بغل دستی اش را می کند لابد بغل دستی اش زبان ندارد بعد از کلی حرف تهدیدم می کند که اگر فلان قدر حقوق بهش ندهم دیگر نمی آید سر کار  دکش می کنم و فکرم مشغول است که این که اینجا کار نکرده و تازه برای استخدام آمده این همه ادعا دارد می ترسم اگر کاری بهش بدهم خودم را هم بیکار کند 

 این یکی اما کارش درست است کارایی اش اندازه سه نفر آدم کاربلد است فقط یک ایراد دارد معتاد است خوشبختانه اعتیادش لطمه ای به کارش نمیزند و کسی هم ازش خبر ندارد جز خودم این را هم دفعه قبلی که کار می کرد فهمیدم ولی هر چند وقت یکبار پلیس دستگیرش می کند و فردا آزادش!

 

 

** علی الحساب این ها را مطالعه کنید پست بعدی  شفاف سازی می کنم  **

  
نویسنده : شیرفروش محله ; ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٠