بهم ریختگی

عصری توی خانه بودم که صدای در آمد نگاه که کردم پسرفروشنده ای را دیدم با لوازم آشپزخانه روی دوشش ، خودم که قطعا لازم نداشتم حاج خانوم هم که منزل نبود علاقه ای هم به باز کردن در نداشتم ( چنین بیزینسی را برای اولین بار میدیدم ) اما کنجکاوانه پشت آیفن حرکاتش را دنبال کردم ، دقایقی منتظر ماند ، رفت و زنگ همسایه روبرو را زد همسایه مان خبر داد که دارد میاید پایین ، فروشنده منتظر پایین آمدنش ماند خبری از صاحبخانه نشد فروشنده که حوصله اش سر رفته بود وسایلش و حتی خودش را ! چند باری مرتب کرد بالاخره سرو کله ی صاحبخانه پیدا شد و مشغول پرس و جو در مورد وسایل شد .

 

تا اینجای کار قضیه فقط کنجکاوی من هست ولی برای موضوع دیگری هم کنجکاو شدم اینکه چرا پوشیدن یک لباس مناسب برای دم در رفتن اینقدر طول می کشد ؟

چرا اینقدر داخل و خارج خانه برایمان تفاوت دارد ؟

چرا این همه تلاش میکنیم خودِ بیرونیمان بهتر و متفاوت تر از خود ِ معمولمان باشد ؟

مگر چقدر تناقض بینشان هست که این همه زمان لازم است ؟

 

این قضیه را می شود از طرف دیگر هم نگاه کرد . در مهمانی رفتنمان هم شباهتی اینچنین هست . برای بعضی مهمانی ها هرچند خانوادگی هم باشد خودمان را ملزم می کنیم قبلا به صاحب خانه خبر بدهیم تا آماده شود ( برای چه ؟ ، مهمان ؟ )

ولی برای بعضی دیگر از مهمانی ها سرزده وارد می شویم مگر می خواهیم چه چیزی را از یکدیگر پنهان کنیم ؟ خانه بهم ریخته مان را یا خود بهم ریخته مان را ؟

به نظرم هر چقدر فاصله خبر دادن و رفتنمان بیشتر می شود لابد رو دربایستی بیشتری با هم داریم ! چون قرار است زمان صرف کنیم و ظاهر را متفاوت تر از باطن آرایش کنیم !

/ 4 نظر / 20 بازدید
سارای

کجای کاری عمو شیر فروش؟..این روزها آدمها حتی چهره ی واقعی خودشون هم از خودشون پنهان می کنند!..گاهی پشت حرفهای خودشون گم می شند..گاهی یادشون می ره کی ان؟ کجان.... حالا نسبت به هم دیگه که معلومه چه خبره...

مجید

این نشون میده که ما میدونیم چه چیزهاییرو باید تغییر بدیم

بهار

اما من مثل شما فکر نمی کنم. من هم برای دم در رفتن وقت زیادی نیاز دارم.اما دلیلش این نیست که می خوام خودم را بهتر نشان بدم. وقتی داخل خانه ام لباس کوتاه و تاپ و یا پیراهن و کلا لباس راحتی به تن دارم. اما وقتی می خوام برم دم در باید کاملا لباس پوشیده بپوشم و این وقت زیادی می گیره. البته منکر حرف شما نیستم که خیلی ها برای مردم طور دیگه ای زندگی می کنند و زندگیشون واقعا شلخته تر از اونیه که نشون میدن و واقعا هرچه صمیمی تر باشیم نیازی به خودنمایی کمتری داریم.

الف.رها

خوب سر همینه که عشقا از تو خونه ها ریخته تو خیابونا . . .