بارون

 دیروز عصر رسیدم خوونه ، خیلی خسته بودم چون از صبحش سرپا بودم .

یه ساعت نشده بود که صدای بارون خورد به گوشم ، بعد از اینکه رفتم تو حیاط این قطره هاش بود که می خورد بهم

منم که عاشق هوای نم بارون ، چیکه چیکه هاش ، قدم زدن بغل

نمیتونستم خودم  رو قانع کنم که برم بیرون آخه داشتم از خستگی میمردم و تازه اوومده بودم  متفکر

با اینکه میدونستم آلبوم محسن چاوشی ( ژاکت رو میگم ) امروز میاد و دیروز نمیاد خودمو گول زدم که دارم میرم آلبوم رو بگیرم ! نیشخند

تو یکی از خیابونای مرکز شهر آروم قدم میزدم و جلو میرفتم با اینکه تقریبا غروب هم تموم شده بود و شب میرسید ولی مردم اصرار عجیبی به رفت و آمد داشتن اینور پیاده رو تاریک بود و فقط نور مغازه ها بود که چهره ها رو نشون می داد

داشتم جلو میرفتم و تو چشای ملت زل میزدم ، هر کدومش یه حرفی داشت برا گفتن ،

یکیش از سرکار بر میگشت و عجله داشت بره خونه ، یکی لباس مناسب نداشت و خیس شده بود ، اون یکی تازه کلاس فوق برنامش تموم شده بود ، چند نفر هم بودن که صحبتای شیرینشون مجالی برای خیس شدن بهشون نمیداد

همچنان که جلو میرفتم می خوندم ، بارونو دوست داشتی یه روز . . .. . از خود راضی

صدامو بلند می کردم و “ وقتی تو با من نیستی “ معین رو فریاد میزدم

صدام تو رفت و آمد جمعیت و چیکه های بارون گم می شد

 

پ . ن : نمیدونم توجه کردین یا نه وقتی بارون یا برف میآد چهره ی مردم عوض میشه

غرور همیشگی جاش رو به مظلومیتی مثال زدنی میده مردم دوست داشتنی تر میشن و یه درجه خاکی تر فرشته

پ . ن : برای اینکه زیادی خودم رو گول نزده باشم زبان از چتد تا مغازه هم زمان آلبوم رو پرسیدم و با همون جوابی مواجه شدم که می دونستم

/ 9 نظر / 12 بازدید
گل ناز

سلام.پست جالبی بود آره وقتی آدما زیر بارون قرار میگیرن انگار خودشون میشن..یه جورایی بارون نقابشون رو میشوره....موفق باشی..به من هم سر بزن خوشحال میشم

نسیم

عاشق شدی عزیزم ؟ [نیشخند]

نسیم

4 تا از شعرای این آلبومه رو الان دانلودیدم !‌ چه این آلبومش بی مزس نه ؟! [نگران]

نسیم

نخیرم من نبودم [ابرو]

نسیم

هان ؟ چته ؟! [نیشخند]

نسیم

بچه بیا آپ کردم [خجالت] راستی تو چند سالته ؟ [تعجب][تعجب]

نسیم

خب پس پیری [نیشخند][نیشخند]

نسیم

کی حرف از ازدواج زد ؟! میگم چن سالته [نیشخند] ببین خودت دوست داری راجع به ازدواج بحث کنیا [نیشخند][نیشخند]