کله پاچه در ماشین لباسشویی

 

یک مطلبی را تازه کشف کرده ام که چند روزیست روی نِروَم رژه می رود ! این دست را میبینی ؟ ( یک چیزیست مثل مال خودت دیگر ! ) بله همینی که دارد تایپ می کند به انضمام آن یکی ، بشکند از بیخ و بُن که نمک ندارد . بنشینی وقت بگذاری تایپ کنی دانه دانه کاما بگذاری برای خواننده ات بعد بیایی نظرات را ببینی که همه شدند طرفدار راننده تاکسی ! آخر پدر جان مادر جان حالا من راننده تاکسی نیستم یا تاکسی ندارم! چه گناهی کرده ام ؟ مگر منِ بیچاره دل ندارم ؟ هان ؟ آخر خدا را خوش می آید دل من را بشکنید ؟

بهرحال خیالتان راحت آه شما هم من را گرفت آنهم دو دستی! صبح توی کله پزی بودم همین که خواستم از پارک بیایم بیرون سپرم سپر پراید عبوری را نوازش کرد ! طرف آمد گفت درست است هیچ بلایی سر ماشینش نیامده اما اگر بخواهد می تواند من را اذیت کند . ما که از مامور جماعت دل خوشی نداریم معمولا خسارت را می دهیم و تمام ، دیدم این یارو دارد از جلو برآمدگی ! می کند پیشنهاد دادم که زنگ بزند پلیس بیاید ( با وجود اینکه طبق معمول مدارک پیشم نبود) و یکی دو ساعتی الاف بشویم . این ماجرا به کنار  فکَّم زمین را سِیر کرد وقتی دیدم یک دختر خانم با شخصیت 206 اسپرتش را نگه داشت و از همان راننده پراید انتقاد کرد و طرف من را گرفت ، ( دل پُری ازش داشته لابد ) از جذابیتم خبر داشتم ولی نه در این حد !

یکی از آشناها از یوناید استیت تشریف آورده بعد از چند سال تا مال و املاک پدرش را سروسامان دهد و برگردد . کمتر از یک روز بعد از ورودش فکر میکنید بزرگترین دغدغه اش چه بود ؟ اینکه شب جایی مهمان بوده و علیرغم اینکه سیر بوده با اصرار مجبورش کرده اند کله پاچه بخورد آن هم نصف شب و الان است که معده اش مریض بشود ! ( چه سوسول )

این همه در مورد کله پزی و کله پاچه سخن گفتم منظور داشتم ها ! خواستم یواش یواش بحث را به سمت غذا ببرم تا یکهو گشنه تان نشود و شکمتان اِرور ندهد !  عرضم این بود که بنده حقیر دیشب برای شام آبگوشت ( آااااااب ، گوشت ) میل کردم ، صبحانه را در همان کله پزی مذکور بودم ، و برای ناهار هم همین الان میرویم پیتزا بخوریم  ، خودتان قضاوت کنید ببینید این بیچاره معده است یا ماشین لباسشویی !!!

 

/ 9 نظر / 22 بازدید
سارای

[نیشخند] تا حالا واژه ی باتلاق گاو خونی رو شنیدی ؟!

سارای

[نیشخند] تا حالا واژه ی باتلاق گاو خونی رو شنیدی ؟؟

محبوبه

من طزف توام[خنده] هم تو پست قبلی هم اینجا[چشمک] می زدی تو دهنش وقتی داشت هارت و پورت می کرد

محبوبه

من عاشق سیرابیم . یه چی می گم یه چی میشنوی[چشمک][نیشخند] چه فامیلی دارینا.خوب نمی خورد!! کاه از خودش نیست.کاهدون که از خودشه.نمی خورد خوب!!

پانته آ

اون آخریه رو درست فهمیدی! رفته بودن خرید برای عروسی ای که چهارشنبه دعوتن. سر راه اومدن مصاحبه. نمی دونی چقدر دیروز حرص خوردم و خندیدم!

سارا شکری

خطاب به وبلاگ من و ام وایولت و لواتیان. وايولت.مبينم قهقه توسيان شيره خور سر ميدهی. خود می دوزی و مي بافی ابا ام اس. براستی که مج فاحشگان را از پشت بسته ای اباشکم. در آینده آتی مچال بیشتری خواهم داشت. بیرق چکیده از شیره نامروتان ات را بر می افزارم. و خراباتکده ای همچون گذشته هم نام ونشانت در فضای سایبر خواهم ساخت باشد که رسوایی جماعت شوی کاکل به سر الهه بازی با کلمات سارا شکری